فیلم سینمایی

ارباب جنگ

Lord of War
کارگردان: اندریو نیکول
جنایی - درام - هیجان انگیز - محصول آمریکا - 2005 - دوبله شده
زمان فیلم 2 ساعت

ارباب جنگ فیلمی در ژانر جنایی مهیج به کارگردانی، نویسندگی و تهیه‌کنندگی اندرو نیکول و با بازی نیکلاس کیج، ایتن هاک و جرد لتو است. اندرو نیکول سال‌ها به قاچاق اسلحه و اشخاصی که پشت این قضیه هستند علاقه‌مند شده بود و از آنجایی که استودیوها ایده او را نمی‌پذیرفتند از سرمایه مستقل استفاده شد. یوری اورلوو (نیکلاس کیج) یک دلال اسلحه است. او کارش را با فروختن اسلحه به اوباش خیابانی شروع می کند و بعد از گذشت 10 سال، با یک فرمانده ارتشی افریقایی قرارداد فروش سلاح می بندد. از طرفی یک مامور پلیس بین الملل نیز او را تعقیب می کند و در این بین او میان وسوسه‌های نفسانی برای ادامه به این تجارت و عذاب وجدان بخاطر این تجارت کثیف، می ماند…

فیلم Lord of War 2005 یکی از معدود فیلمهائیست که نگاه سازنده و نویسندگان فیلم به مقوله زندگی یک قاچاقچی اسلحه، بسیار فلسفی و دارای عمقی خاص است. با این که فیلمهای زیادی در باب مسئله قاچاق اسلحه ساخته شده اما از بین همه این فیلمها، فیلم Lord of War 2005 دارای جذابیتهای بیشتری برای یک تحلیل سینمائیست.

ماجرای قاچاق اسلحه ماجرائی نا آشنا برای مردم نیست و میدانیم که هم اکنون در سرتاسر جهان چنین تجارتی در حال انجام است به همین ترتیب حجم پولی که در این تجارت در گردش است سر به میلیارها دلار میگذارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

داستان ارباب جنگ داستانی درباره چگونگی شکل گیری جنگها نیست، این داستان درباره نوع خشونتها هم نیست، این داستان حتی در مورد یوری اورلوف هم نیست. هر چند که به جزئیات موارد گفته نیز شده پرداخته میشود. آنچه در واقع تشکیل دهنده جوهره واقعی داستان است، تاریخچه ایست از خرید و فروش اسلحه و تمرکز دلالان و روشهای کار آنان و از همه مهمتر سیاستهای پنهان و پشت پرده تولید کنندگان و مصرف کنندگان اسلحه در جهان. در واقع داستان ارباب جنگ با این که نشان دهنده زندگی شخصی یوری اورلوف است، اما تلاش دارد تا نشان دهد که از ابتدای دهه هشتاد تا ابتدای قرن بیست و یکم، دلالان اسلحه به چه طریق امرار معاش میکردند و هنجارها و ناهنجاری های جامعه آنها شامل چه مواردی میشده است. همچنین این داستان به بیننده نشان میدهد که مراکز تولید اسلحه در دنیا کجاست و این اسلحه ها در نهایت در کجا و با چه شکلی به مصرف میرسند. در این مسیر یوری اورلوف، ویتالی، سایمون وایز، جک والنتاین، اوا فانتین و… همه و همه ابزارهائی برای فهمیدن یک معنی در کلیت فیلم هستند. این معنی شامل هدایت کنترل شده تجارت اسلحه از مبدا تا مقصد در جهت کسب منافعی کوتاه مدت در بخشهای مشخصی از جهان میشود.

“میگویند وقتی آدمهای خوب در کاری شکست میخورند، این شر است که پیروز میشود، احتمالا منظورشان این بوده که شر در هر حال پیروز است” یوری اورلوف – ارباب جنگ

فیلم Lord of War 2005 یک شاهکار نیست، دلیلی که این فیلم را برجسته میکند لحن روائی و حرفهایی است که در لایه های زیرین آن پنهان شده است. این فیلم به خوبی شروع میشود و به خوبی ذهنیات سازنده را به بیننده منتقل میکند، صریح است و از مسیر خود خارج نمیشود. برای گفتن حرفهایش به جلوه های ویژه پناه نمیبرد و نیازی هم به هزینه های نجومی ندارد.

فیلم Lord of War 2005 یک فیلم آموزنده درباره تجارت اسلحه است، هر چند که قهرمان فیلم در آن متنبه نمیشود و در واقع قرار هم نیست بشود. ارباب جنگ به خوبی خط قرمزهای نیکی و بدی را تعریف میکند اما بیننده را درگیر مباحث بهشتی و جهنمی نمیکند مگر در زمانی که شر بنا به شعار فیلم پیروز میشود. با این که فیلم دارای راوی است و راوی هم به نوبه خود قهرمان داستان، اما هیچ گاه سمت عدالت رها نمیشود. راوی مانند وجدان آگاه یوری عمل میکند و گاهی او را به مبارزه ای سخت دعوت میکند و گاهی هم از او بابت فعالیتهایش تقدیر میکند یا در میان دشمنانش رهایش میکند. در مقابله با جک والنتاین و اوا فانتتین بیننده آنها را محق میابد و در برابر آندره باپتیست، ویتالی را.

از دیدگاه فنی همچنان ارباب جنگ یک اثر متوسط و رو به خوب است. فیلم برداری نرمالی دارد و در فیلم برداری آن شاهکاری اتفاق نمی افتد، همچنان که در دیگر امور فنی آن شاهد چیزی بیش از آنچه لازم بوده نیستیم. در نهایت شاهد فیلمی هستیم که با رعایت پارامترهای در حد استاندارد و البته داستانی منظم و با جزئیات و همچنین بدون پیچیدگی، توانسته به فرم مناسبی دست یابد.

اندرو نیکول کارگردان خوش ذوق و صاحب سبکی نیست، اما از حداکثر داشته هایش در ساخت آثارش استفاده میکند. با دیدن آثار قبلی او و همچنین فیلم Lord of War 2005 و فیلم In Time 2011 میتوان درک کرد که با فیلمی روبرو هستیم که نه پر خرج است و نه پول اضافه ای برای دور ریختن داشته و به همین دلیل همه توان خود به نحو احسنت بکار برده است. یکی از همین داشته ها بازیگریست به نام نیکلاس کیج که در این فیلم کاملا در نقش کاراکتر یوری اورلوف جا افتاده و بی شک یکی از بهترین بازی های خود را در این فیلم ارائه میکند. یوری اورلوف در جایگاه شر قرار دارد و البته این یک شر نسبی است و قطعی نیست. دلیل آنرا در پایان فیلم میتواند دریافت جائی که او خود را یک خبیث کار آمد میخواند، شروری که حیاتش وابستگی به دیگر شروران دارد.

 

نیکلاس کیج در این فیلم دو نقش کاملا متفاوت و مجزا از هم را اجرا کرده است، نقش یوری اورلوف به عنوان قهرمان داستان و نقش راوی به عنوان کسی که شبیه ضمیر ناخودآگاه یوری عمل میکند و مشخصا این دو از هم کاملا جدا هستند. از دید من بازی صدای نیکلاس کیج در این فیلم حتی برجسته تر از بازی بصری اش است. بازی بریجیت موناهان دلچسب نیست و کلا او در این فیلم حرف زیادی برای گفتن ندارد اما یارد لیتو در نقش ویتالی بازی تاثیرگذاری انجام میدهد، هرچند که این بازی خوب هیچ گاه ادامه پیدا نکرد. ضمن این که باید تقدیر کرد از بازی خوب و یکدست ایمون واکر در نقش آندره باپتیست.

در نهایت باید گفت که ارباب جنگ داستان شکست انسان است در برابر ذات خود و شرارتی که نوع بشر را احاطه کرده و از آن گریزی ندارد. ممکن است در سرتاسر زندگی تلاش کند و از این شر برکنار بماند و خود را به عنوان انسانی نیک مطرح کند، اما گروه زیادی از انسانها گرفتار آن خواهند ماند و در نتیجه … شر پیروز خواهد شد.

  • YouTube
  • Instagram

مدیاکده (mediakadeh)

مرجع کامل خلاصه کتاب‌ های صوتی و فیلم های انگیزشی روز دنیا

مدیاکده به شما کمک می‌کند که همیشه و همه‌جا با مطالعه یا گوش دادن خلاصه‌ کتاب ها، نکات کلیدی آن‌ها را دریابید و از زمان خود بهترین استفاده را ببرید.

تمام حقوق وبسایت برای شرکت مدیاکده محفوظ است.